خلاصه داستان سریال استانبول ظالم قسمت ۱۷ + زیرنویس و دوبله

 

جمره رمز دوربین مخفی اتاق ندیم را میدانست. او برای اینکه بداند چه کسی دست ندیم را زخمی کرده است، ویدیو را چک کرده و حالا با ندیم به سالن غذاخوری آمده است. گوشی را بالا گرفته و فیلم را به همه نشان میدهد و می‌ پرسد:{ شنیز خانم چرا اینکار را با ندیم کرده اید؟} آن شبی که جمره در خانه نبود، شنیز به اتاق ندیم رفته تا قرص هایی به او بخوراند که حالش را بدتر کند. زیرا پیشرفت و بهبودی ندیم، شنیز را عصبانی کرده بود. اما ندیم که این موضوع را میدانست با مقاومت و گرفتن دست شنیز، مانع خوراندن قرص شده بود. شنیز بعد از به خانه آمدن آگاه، تظاهر می کند که سعی داشته به ندیم ویتامین هایش را بدهد ولی ندیم با او خشن برخورد کرده و اجازه نداده. آن دوربین مخفی بدون صدا ضبط شده است، از آن رو آگاه کاملا حرف های همسرش را باور کرده است.
حالا، جمره آمده و با قاطعیت تمام، شنیز را محکوم به آزار واذیت ندیم می کند. آگاه میگوید که از آن قضیه باخبر است او جریان ویتامین ها را میگوید. جمره به شنیز نگاه میکند و میگوید که این حرف ها دروغ است. آگاه بر سر جمره فریاد می زند و میگوید که بی ادبی نکند. سپس از جمره میخواهد که بخاطر این تهمت از همسرش معذرت‌خواهی کند. جمره به جلو می آید و می گوید:{ وقتی که حق با من باشه ، معذرت خواهی نمیکنم} آگاه گر میگیرد و او را از خانه بیرون می کند. ناگهان ندیم به حرف می آید و با صدای بلند چندین بار تکرار میکند :{جمره راست میگه} آگاه رو به ندیم خم میشود و می خواهد آرام اش کند. جمره برمیگردد و گریه اش میگیرد. آگاه به جنک می‌گوید که جمره را بیرون ببرد. جنک به سختی جمره را بیرون می برد و به او می گوید که با بد آدمی طرف شده است. جمره از این همه حیله و نیرنگ شنیز، حیرت زده شده است. او به جنک می گوید :{ شما مادر و پسر یه مشکلی با ندیم دارین. من فقط از دوربین ندیدم، بلکه با چشم های خودم هم رفتارتون رو با ندیم دیدم. بلاخره موضوع رو میفهمم.} جنک لبخند می زند و به جمره می‌گوید که از این به بعد اخراج شده ای و کاری از دستت بر نمی آید. جنک اعتقاد دارد که جمره اصلا سیاست ندارد از این رو می‌گوید :{ خیلی راحته، برو معذرت خواهی کن. کارتو پس بگیر. به میدون برگرد و بجنگ}
در ویلا، آگاه کمی ندیم را آرام کرده و از او سوال می کند که چه اتفاقی افتاده است. ندیم می‌گوید :{ شنیز دروغگوئه } آگاه با تعجب می‌گوید که شنیز، زن عموی توست و تورا بزرگ کرده است. ندیم روی حرف هایش پافشاری می کند و تکرارشان می کند. شنیز که داملا را بغل کرده و اشک تمساح می ریزد، به جلو می آید. و به ندیم می گوید :{ ندیم، تو مثل پسر من هستی. تو برای من فرقی با جنک و داملا نداری. ما یه خانواده ایم} اما باز هم ندیم حرف اش را تکرار می کند. شنیز خود را به بی حالی می زند. داملا وقتی مادرش را در آن حال می بیند بر سر ندیم فریاد می زند و ادعا میکند که شنیز بیشتر از همه به ندیم رسیدگی کرده است. آگاه می گوید که بس است و برای اطلاعات بیشتر باز هم از ندیم سوال می کند. این بار ندیم دست های شنیز را محکم میگیرد و به او حمله می کند. آنها با هم به زمین می افتند. نورتن برای کمک به شنیز می دود. وضعیت از کنترل آگاه خارج شده و از نورتن میخواهد که ندیم را به اتاقش ببرد.
در خانه ی سرایداری، جرن در سرویس بهداشتی، تست بارداری می دهد و جواب مثبت می گیرد. او خوشحال می شود و فکر میکند با این بچه می تواند همسر جنک شود. وقتی جمره به خانه می آید، سحر متوجه حال بد اش می شود. جمره می خواهد استراحت کند و قول می دهد همه چیز را فردا توضیح دهد.
آن شب ندیم در اتاقش آلبوم عکس های مادر و پدرش را در آغوش می گیرد و میخوابد. آگاه در سالن بی قرار است و این طرف و آن طرف می رود. شنیز جلوی شوهرش خود را مظلوم نشان می دهد و می گوید که پرستارندیم، این دشمنی را در ذهن ندیم بوجود آورده است. شنیز معتقد است که در خانواده این اتفاق ها می افتد و ندیم مانند پسر اوست.. هم چنین شنیز، آگاه را سرزنش می کند زیرا شنیز به اجبارِ آگاه، از آن خانواده عذرخواهی کرده بود. ولی دخترشان (جمره) از او معذرت‌خواهی نکرد..

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *