خلاصه داستان سریال استانبول ظالم قسمت ۸ + زیرنویس و دوبله

صبح روز بعد نورتن به خانه ی سرایداری آمده و به جیوان می‌گوید که به اتاق پرسنل برود و لباس رانندگی بپوشد. او یونیفرم خدمتکاری را به سحر و جرن میدهد و جمره لباس خاصی برای پرستاری نمیپوشد. جرن از اینکه باید یونیفرم خدمتکارها را بپوشد عصبانی ست و با خود میگوید به زودی این لباس خدمتکاری به لباس عروس تبدیل خواهد شد. جیوان کت و شلوار مشکی پوشیده و منتظر داملاست تا او را به مدرسه ببرد. داملا به مادرش می‌گوید که جیوان نگاه های بدی به او میکند و مطمعن است او را خواهد کشت. شنیز دخترش را راهی میکند و قول میدهد این خانواده به زودی از آنجا میروند. داملا صندلی پشتی ماشین مینشیند و جیوان در حال رانندگی به او تیکه می اندازد. داملا برای اینکه حرف های دیگری نشنود، هدفون می‌گذارد.
نورتن، سحر و جرن و جمره و نریمان را به عمارت میبرد و قوانین را به آنها خاطرنشان میکند :آرایش و لاک زدن ممنوع است. سحر اتاق های جنک و داملا که بالا هستند را تمیز خواهد کرد. فقط نورتن میتواند به اتاق خانم و آقا برود و رفتن بقیه قدغن است. نریمان در آشپزخانه می ماند و جرن کارهای طبقه همکف را میکند و حق رفتن به طبقه بالا را ندارد. چند لحظه بعد جنک درحال بیرون رفتن است که با لبخند به جمره می‌گوید:{خدا قوت خانم پرستار} جنک حتی به صورت جرن نگاه هم نمی‌کند و میرود. جرن از این رفتار جنک حالش بد میشود و در حیاط گریه میکند. نورتن، سحر را به اتاق جنک میبرد و میگوید ملافه هارا تمیز کند. ملافه بخاطر اتفاق دیشب خونی ست و سحر روحش هم خبرندارد که دخترش چکار کرده است. شنیز نزد سحر میرود و گوشزد میکند که اجازه نمیدهد از مهربانی و ارادت آگاه نسبت به همشهری هایش سوء‌استفاده کنند. شنیز این حرف هارا بخاطر بد رفتاری بچه های سحر میزند. سحر پاسخی نمیدهد و بی اعتنایی میکند.
جرن همچنان در حیاط گریه میکند و درآخر تصمیم میگیرد این اتفاق را به پدر جنک بگوید. ندیم در اتاقش اشاره ای به کتابخانه میکند و جمره متوجه کتاب نوت موسیقی میشود. جمره که عاشق موسیقی و خوانندگی ست، شروع به خواندن آهنگی قدیمی میکند. ندیم از خواندن جمره به وجد می آید و میخندد اما نمی‌تواند چیزی بگوید.در آخر ندیم برای جمره دست میزند. آگاه از پشت در به صدای جمره گوش میدهد و لبخند میزند. او از اینکه جمره حال ندیم را خوب میکند بسیار راضی ست. برای همین به اتاقش میرود و به نورتن می‌گوید :{ عروس واقعی رو پیدا کردم. دختر کوچیکه رو بنداز آشغال بزرگه رو بچسب. من آدمای پول پرست رو از نگاهشون میشناسم. از اول هم از اون دختر کوچیکه خوشم نیومد. اما بزرگه با ادب و با نزاکته. اصلا چشمش دنبال پول نیست. خیلی از اخلاقش خوشم اومده.} نورتن میگوید که اینکار شدنی نیست. یعنی بین دوخواهر، اول برای یکی نیت کرده ایم اما قسمت دیگری میشود. اما آگاه می‌گوید که من برای کسی نیت نکرده ام و حتی کسی را نشان نکرده ام. من فقط از تو دختر خواستم و حالا میگویم که دختربزرگه را پسندیدم. جرن تمام این حرفها را درحالی که فالگوش ایستاده، میشنود.
آگاه جرن را که آن پشت ایستاده میبیند و صدایش می‌کند. او که عصبانی ست به جرن دستور میدهد به حرف نورتن گوش دهد و جایی که ممنوع شده، پرسه نزند. پس از رفتن جرن، نورتن از اینکه ضامن او شده بود پشیمان است و عذرخواهی می‌کند. جرن برای اینکه نشان دهد خواهرش آنقدرها هم خوب نیست، نقشه ای میکشد و از گوشی نورتن شماره آگاه را برمیدارد. سپس فیلم خوانندگی جمره را از اینترنت به آگاه ارسال میکند. جرن به اتاق جنک میرود و پس از آمدن جنک به او می‌گوید :{مثل اینکه دیشب رو یادت رفته. منم اومدم خودمو به یاد بیارم } جنک از خدا خواسته لبخند میزند و با جرن میخوابد.
وقتی سحر برای صحبت نزد آگاه میرود، میبیند که او فیلم جمره را تماشا میکند و اخم هایش درهم رفته است.
جیوان و داملا در راه بازگشت به خانه بودند که کـرم(دوست پسر سابق داملا) راهشان را میبندد و با آدم هایش ماشین جیوان را محاصره میکند. شنیز پشت سرهم به داملا زنگ میزند و ازینکه تلفنش خاموش است، نگران می‌شود . او با گفتن {یکبار برای خواهرت، برادری بکن} به اتاق جنک میرود و میبیند جنک و جرن با هم خوابیده اند…

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *