خلاصه داستان سریال ترکی بچه قسمت 10

همراهان گرامی در این بخش خلاصه قسمت 10 سریال بچه را برایتان اماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه این بخش لذت ببرید.

سریال بچه قسمت 10

شب مادر آکچا پیش حسن رفته و به او میگوید که آکچا قرار است به باغ علی کمال برود.

صبح، وقتی آکچا داخل اتاق نیست، شعله به اتاق او رفته و وسایلش را میگردد.

او عکس سونوگرافی آکچا را داخل کیفش پیدا میکند و برمیدارد.

آکچا حاضر شده تا به همراه علی کمال به باغ بروند.

آسیه بین حرفای علی کمال و مراد، متوجه نقشه آنها می شود.

هنگامی که علی کمال و آکچا به سمت باغ می روند، افراد حسن آنها را تعقیب میکنند.

داخل خانه باغ، پلیس ها منتظر آمدن آکچا هستند تا از او محافظت کنند.

علی کمال بعد از گذاشتن آکچا در خانه، بیرون می آید و منتظر میماند تا حسن به آنجا بیاید و پلیس او را دستگیر کند.

افراد حسن به او آدرس باغ را میدهند.

هنگامی که حسن بیرون می آید تا به سمت باغ برود، آسیه خودش را به او رسانده و دوباره جلوی راه حسن را میگیرد و به او توضیح میدهد که برایش تله گذاشته اند.

حسن ، آسیه را گرو نگه میدارد و سپس مادر آکچا را نیز به آنجا آورده تا بفهمد کدامشان راست میگویند.

او افرادش را به سمت باغ می فرستد تا برایش خبر بیاورند.

چند پسر بچه، از طرف افراد حسن، توپی به سمت خانه پرت میکنند.

پلیس ها به خیال آمدن حسن، در را باز میکنند.

بچه ها پیش افراد حسن رفته و میگویند که داخل خانه پلیس بوده است.

حسن متوجه می شود که مادر آکچا به او دروغ گفته بود.

او عصبانی می شود، اما با این حال از اینکه آسیه چرا به او کمک کرده و کار بچه خودش را خراب کرده است، متعجب است و طلبکارانه دنبال دلیل میگردد.

آسیه که نگران زندان افتادن حسن بوده، میگوید که بخاطر رفتن آکچا از خانه شان این کمک‌ را به حسن کرده است.

حسن قانع می شود و با قول پس گرفتن آکچا، او را رها میکند.

شعله به آدرس دکتری که روی عکس سونوگرافی بود می رود.

او به دروغ میگوید که صاحب عکس، زن برادر او بوده که به آنها گفته است بچه اش مرده است، اما او به این قضیه شک دارد و میخواهد پرونده آکچا را ببیند.

دکتر از خواسته شعله عصبانی شده و اطلاعاتی به شعله نمی‌دهد.

یکی از کارکنان بیمارستان، در ازای پول به شعله کمک کرده و برگه زایمان آکچا را به او میدهد.

شعله می فهمد که آکچا بچه اش را به دنیا آورده است و شوکه می شود.

علی کمال وقتی می فهمد که خبری از حسن نشده، آکچا را به خانه برمیگرداند.

آسیه به خانه آمده و سراغ آکچا می رود.

او به دروغ به آکچا می‌گوید که افه در مدرسه زمین خورده است. آکچا نگران شده و همراه آسیه بیرون می آید تا به مدرسه بروند.

ملک که از طریق عثمان می فهمد که آسیه تصمیم به پس دادن آکچا به حسن گرفته است، ناراحت شده و سعی دارد جلوی آسیه را بگیرد اما بی فایده است.

آسیه به همراه آکچا بیرون آمده و کمی جلوتر، حسن راه او را می بندد و مقابل آکچا می آید.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان این قست سریال بچه لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال بچه قسمت 11 مراجعه فرمایید .

 

برای حمایت از آستارا خبر لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید.

 

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

 

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *