خلاصه داستان سریال ترکی بچه قسمت 11

همراهان گرامی در این بخش خلاصه قسمت 11 سریال بچه را برایتان اماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه این بخش لذت ببرید.

سریال بچه قسمت 11

داخل جنگل، آکچا که با چاقو، حسن را کشته است، با آشفتگی روی زمین نشسته و گریه میکند.

مادر او و شعله، سعی دارند آکچا را آرام کنند.

شعله به آکچا میگویند که او دیگر افه را نمیخواهد و حالا آکچا میتواند به همراه افه فرار کند، در غیر این صورت به جرم قتل دستگیر خواهد شد.

یک روز قبل، حسن، آکچا را به کلبه ای جنگلی لب دریاچه می برد.

او سعی دارد به آکچا محبت کند و همه چیز را برای او مهیا کند، اما آکچا اهمیتی به حسن نمی‌دهد.

در خانه، شعله با عصبانیت به اتاق آسیه رفته و اینکه آکچا مادر افه بوده است را به روی او می آورد.

آسیه ابتدا انکار میکند، اما وقتی صدای گوشی آکچا از داخل کمد می آید، شعله می فهمد که آسیه ساک لوازم آکچا را داخل کمدش پنهان کرده است.

او شروع به دادو بیداد میکند.

همان لحظه، علی کمال از راه رسیده و متوجه قضیه می شود.

آسیه، طلبکارانه به علی کمال میگوید که او حق ندارد آکچا را دوباره به آن خانه بیاورد.

او میگوید که امنیت بچه هایش برای او اولویت است.

علی کمال با عصبانیت از خانه بیرون می رود.

افراد حسن، مادر آکچا را به جنگل می آورند.

حسن بخاطر اینکه مادر آکچا دوباره به او بدی کرد و دروغ گفت، تصمیم میگیرد او را بکشد.

او امینه را لب دریاچه برده و اسلحه را روی سر او میگذارد.

آکچا با داد و فریاد، به حسن التماس میکند تا او را نکشد.

حسن نهایتا از این کار منصرف می شود و به همراه آکچا وارد خانه می شود.

افراد حسن، مادر آکچا را به سمت شهر برمی‌گردانند.

آنها بخاطر پر حرفی ها و طلبکار بودن امینه، او را وسط جاده پیاده می کنند.

آکچا هنگام رفتن به خانه، پنهانی از روی زمین یک تکه سنگ برمیدارد.

شعله سراغ ملک می رود و از او علت پیدا شدن آکچا و آمدنش به آنجا را می پرسد.

ملک می‌گوید که خودش بخاطر بد رفتاری های شعله با افه، آکچا را خبر دار کرده است.

شعله عصبانی شده و با ملک دعوا میکند.

آسیه پیش آنها آمده و دوباره با تهدید، شعله را ساکت میکند.

آکچا، در حال حرف زدن با حسن، عصبی شده و با سنگ به سر او می زند و فوری به سمت ماشینش می رود تا فرار کند.

حسن مقابل او آمده و کلیدهایی ماشین را به او نشان میدهد.

آکچا مجبور می شود دوباره داخل خانه برگردد.

علی کمال همه جا را به دنبال آکچا میگردد.

او دم خانه امینه می رود اما او را نیز پیدا نمیکند.

امینه جواب تلفن علی کمال را نمی‌دهد.

علی کمال به گوشی آکچا پیام میدهد.

گوشی آکچا که داخل ساکش بوده، دست آسیه است.

او از طرف آکچا جواب داده و میگوید که همه چیز خوب است و به استانبول رفته است.

علی کمال و مراد که بخاطر بیرون کردن آکچا از آسیه ناراحت هستند، شب برای شام به خانه نمی روند.

آسیه وقتی به اتاق افه می رود تا او را برای شام بیدار کند، متوجه تب شدید افه می شود.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان این قست سریال بچه لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال بچه قسمت 12 مراجعه فرمایید .

 

برای حمایت از آستارا خبر لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید.

 

 

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

 

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *