خلاصه داستان سریال ترکی بچه قسمت 7 + زیرنویس فارسی ودوبله

همراهان گرامی در این بخش خلاصه قسمت 7 سریال بچه را برایتان اماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه این بخش لذت ببرید.

سریال بچه قسمت 7

شعله برای بوراک شیر خشک درست کرده و به اتاق می برد.

سپس شیر و قرصش را داخل گلدان میریزد و خودش به بچه شیر میدهد.

او برای تظاهر به قرص خوردن، مقابل دیگران به بوراک شیر خشک میدهد.

دوست مهد کودک افه، برای او کارت دعوت تولدش را می آورد.

افه خوشحال شده و مشغول انتخاب لباس برای مهمانی می شود.

آکچا از دم اتاق، به کارهای افه نگاه میکند و خنده اش می‌گیرد.

شعله به عمد در اتاق را می بندد تا او داخل را نگاه نکند.

آسیه سراغ آکچا می آید و دست او را گرفته و به اتاقش می برد.

او آلبوم بچگی های افه را به او نشان میدهد و با دادو بیداد به او میگوید که شعله افه را دوست دارد و برای او هرکاری میکند و حالا صرفا بخاطر مصرف دارو، کمی به هم ریخته است.

آکچا حرفهای او را قبول نمیکند و بی اهمیت به او از اتاق بیرون می آید.

افه بعد از حاضر شدن، اصرار دارد تا آکچا نیز همراه آنها بیاید.

آکچا بخاطر افه قبول میکند و شعله عصبی می شود.

آنها سوار ماشین می شوند.

آسیه نگران این است که حسن با تعقیب آنها موجب دردسری برای بچه ها بشود.

در مسیر، علی کمال متوجه می شود که یک ماشین او را تعقیب میکند.

افراد حسن، با حسن تماس گرفته و خبر میدهند که آکچا داخل ماشین است و او را تحت نظر دارند.

علی کمال به عمد سرعتش را زیاد میکند و در پمپ بنزین که پلیس ایستاده، نگه میدارد.

افراد حسن از ترس پلیس، به راهشان ادامه می‌دهند.

حسن خودش از راه می رسد.

هنگامی که افه به دستشویی پمپ بنزین می رود، حسن نیز داخل رفته و کاغذی به او میدهد تا آن را به آکچا برساند.

داخل ماشین، افه کاغذ را به آکچا میدهد.

علی کمال که نگران است، دور زده و به خانه برمیگردند.

داخل کاغذ نوشته شده است که اگر تا ساعت هشت شب، آکچا پیش حسن نرود، او به خانه حمله کرده و به همه اهالی خانه آسیب می زند.

آسیه وقتی متوجه برگشتن آنها می شود، به شدت عصبی شده و با دادو بیداد، به علی کمال میگوید که آکچا باید از آن خانه برود.

آکچا به اتاقش رفته و ساکش را جمع میکند.

افه دوباره از رفتن او ناراحت شده و اصرار دارد تا آکچا از آنجا نرود.

آکچا با ناراحتی، مجبور است که خانه را ترک کند.

حسن و افرادش، دم خانه منتظر هستند تا راس ساعت هشت به خانه حمله کنند.

شعله به آشپزخانه می رود تا پنهانی به بوراک شیر بدهد.

هنگامی که آکچا در حال بیرون رفتن از خانه است، شعله را در حالی که شیر خودش را به بوراک میدهد، از پنجره می بیند.

او عصبی شده و به داخل خانه برمی‌گردد،زیرا مطمئن می شود که شعله دروغگو است و واقعا با افه بدرفتاری میکند.

شعله با نگاه ملتمسانه از او میخواهد که چیزی نگوید.

آکچا مقابل علی کمال می رود و همانطور که علی کمال گفته بود که هرکاری نیاز باشد برای او انجام میدهد،

کاغذ حسن را نشان داده و میگوید که او قرار است به آنها آسیب بزند و از علی کمال حمایت میخواهد.

آسیه با شنیدن نام حسن، هول شده و حالش بد می شود. حسن وقتی میبیند که آکچا هنوز بیرون نیامده، از افرادش میخواهد که آماده شوند تا داخل خانه بریزند. او اسلحه اش را در می آورد.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان این قست سریال بچه لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال بچه قسمت 8 مراجعه فرمایید .

 

برای حمایت از آستارا خبر لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید.

 

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

 

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *