خلاصه داستان سریال ترکی دختر سفیر قسمت 72 + زیرنویس فارسی ودوبله

سلام همراهان عزیز در این بخش خلاصه داستان سریال دختر سفیر قسمت 72 را برایتان آماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه آن لذت ببرید.

سریال دختر سفیر قسمت 72

مسنجر که کم مانده از حرفهای گدیز چشم هایش از حدقه بیرون بزند به ناره نگاه میکند و ناره هم که متوجه حرف های گدیز نشده با کنجکاوی به او خیره میشود.

گیدیز به او میگوید ما سر این که تو اینجا کار کنی یا توی شرکت من به توافق نرسیدیم.

ناره میگوید هردو باهم تصمیم میگیرید و منو هم داخل آدم حساب نمیکنید.نظرم برای هیچکدومتون مهم نیست.

گدیز به سنجر خبر میدهد که ناره قصد دارد بعد از گرفتن سرپرستی ملک با او به سوییس برود.

ناره که از گدیز انتظار این رفتار را ندارد به سمت در میرود ولی سنجر دست او را میگیرد و به اتاق شرکت میبرد و میگوید: به من نگاه کن و اسممو صدا بزن.

ناره امتناع میکند و سنجر اورا بغل میکند و میگوید با من میای یا به زور میبرمت.

ناره خودش را از او جدا میکند و در سکوت سوار ماشین میشود.

در عمارت افه اوغلو همه دور میز غذا نشسته اند.

خالصه با ناراحتی حرکات بی ادبانه نجرت را زیر نظر دارد.

الوان سر میز رو به عاتکه و نجرت میگوید مهمون برای سه روز میمونه و روز سوم میره.

بنفشه که میداند که الوان آمده تا از او انتقام بگیرد میگوید حتما ناره تو رو روز سوم بیرون انداخته که اومدی.

یحیی ناراحت میشود و میگوید من به الوان التماس کردم و برش گردوندم.

الوان از حرف یحیی آرام میشود و کنار او مینشیند و اشاره به نیامدن سنجر میکند.

بنفشه که به این حرف حساسیت دارد دستش را روی شکمش میگذارد و به بچه دار نشدن الوان کنایه میزند.

در همین حال زهرا به الوان زنگ میزند و میگوید من و ملک و گدیز دم در خونه ناره هستیم.

الوان میگوید من به عمارت برگشته ام و زهرا با خوشحالی به سمت عمارت حرکت میکند و گدیز هم ملک را با خود به خانه اش میبرد و میگوید ممکنه بنفشه بخواد حامله بودنش رو به ملک بگه.

سنجر ناره را به کلبه جنگلی میبرد و میگوید وقتی بهم گفتی دیگه نمیخوای اسممو صدا بزنی دیوونه شدم و اینجارو بهم ریختم.

اگه بخوای بری به آتیش میکشم.

ناره میگوید من نمیخوام به حرف مردی گوش بدم که زن و زندگی داره و زنش حامله است.

سنجر التماس کنان میگوید من عاشقتم دلم میخواد هرجا دوست داری بری و برای خودت زندگی کنی ولی نمیتونم رهات کنم چون سرنوشت ما به هم گره خورده.

ناره میگوید تو ۹ سال منو نخواستی و سکوت کردی.

سنجر قسم میخورد که همیشه به فکر او بوده و در ضمن میپرسد اگه قرار بود رهام کنی چرا نذاشتی من آکین رو بکشم و خودمو تسلیم پلیس کنم؟

و تهدید میکند اگر ناره قصد رفتن کند حضانت ملک را به او نخواهد داد.

ناره میگوید این تو هستی که خوشبختی رو همیشه از ما گرفتی و تنها در جاده راه می افتد و سوار تاکسی میشود و سنجر رفتن اورا تماشا میکند و از پشت سر داد میزند اگه بری من آدم بدی خواهم شد.

ناره پیغامی از گدیز دریافت میکند که ملک در خانه آنهاست بعد داخل خانه میشود و الوان را نمیبیند.

ولی الوان برایش یادداشت گذاشته و نوشته من با شما خوشبخت بودم و جدا شدن برام سخت بود.
من یه زندگی بدون عشق دارم تو هم عشق بدون زندگی این سرنوشت ماست و جز لبخند زدن چاره ای نداریم.

ناره که از رفتن الوان دلتنگ است گریه میکند.

صبح زود بنفشه به دیدن یحیی میرود و میگوید از رابطه او و دودو خبر دارد و اگر به الوان بگوید برای یحیی بد خواهد شد.

و او را تهدید میکند که برود و ملک را بیاورد.

یحیی هم بدون فکر به ناره زنگ میزند و میگوید برای خوشحال کردن الوان میخواهد ملک را پیش او بیاورد.

ناره میگوید بهتره الوان و ملک همدیگه رو خارج از عمارت ببینند.

بنفشه به یحیی میگوید بهتر است از این به بعد هر دو محرم اسرار هم باشند.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان این قسمت سریال دختر سفیر لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه داستان سریال دختر سفیر قسمت 73 مراجعه فرمایید .

 

برای حمایت از آستارا خبر لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید

 

 

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

 

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *