خلاصه داستان سریال ترکی زن قسمت 47 + زیرنویس فارسی و دوبله

همراهان عزیز در این بخش خلاصه داستان سریال ترکی زن (کادین) قسمت 47 را برایتان آماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه این بخش لذت ببرید.

سریال زن قسمت 47

دوروک از دثت نیسان بخاطر این که فراموش کرد عکس پدرشان را بکشد عصبانیست و نیسان گریه میکند.

انور سراغ آنها میرود تا آرامشان کند.

خدیجه مشغول درست کردن سوپ برای بهار است و شیرین با عصبانیت به او میگوید چرا این کارو میکنی؟مطمئنی بهار نقش بازی نمیکنه که بهش ترحم کنی؟

خدیجه میگوید مطمئنم،اصلا تو چرا هی از صبح میخوای دردسر درست کنی؟

شیرین میگوید دوست بهار رابطه بین من و سارپ رو میدونه، میدونه من پیامارو به گوشیش فرستادم،اینا دست به یکی کردن و برام تله گذاشتن ،بهار به خاطر همینه که توی خونه ماست.

خدیجه میترسد و به فکر فرو میرود و غذایی که درست کرده بود را به انور میدهد تا برای بهار ببرد و بعد هم به اتاق شیرین میرود و با استرس میگوید کاری نمیتونه که بکنه فقط اعصابمون خورد میشه.

شیرین هم فرصت را مناسب میبیند و میگوید من فکر میکنم بهار میخواد قتل سارپ رو هم بخاطر این که ما باهم رابطه داشتیم بندازه گردن من.

خدیجه به فکر فرو میرود.

صبح که بهار بچه هارا به مدرسه میبرد نیسان میگوید که در نقاشی اش را فراموش کرده و شیرین هم به او گفته که حتما پدرش را دوست ندارد.

بهار اول بخاطر ح فی که شیرین زده کمی عصبی میشود اما فورا لبخندی میزند و خاطره ای برای آنها تعریف میکند که وقتی نیسان کوچک بود سارپ هم نیسان را در ماشین براموش کرده بود و به خانه آمده بود و بعد هم از بهار خواسته بود که هیچ وقت این قضیه را برایش تعریف نکند.

بچه ها با این خاطره کلی میخندند.

وقتی بهار گوشی سارپ را بیرون می اورد تا عکسی به بچه ها نشان دهد گوشی به زمین می افتد و دیگر روشن نمیشود.

ییلدیز جلوی خانه انور منتظر شیرین است و وقتی او را میبیند سوار ماشینش میکند و میپرسد اون پیامها بعد اون اتفاق بوده الان بگو ببینم سارپ مرده یا زندس؟

شیرین کمی فکر میکند و میگوید نه اون پیام هارو من خودم فرستادم.

ییلدیز میپرسد که گوشی سارپ دست او چه میکرده و شیرین میگوید تو هتلی که همو دیده بودیم جا مونده بود.
حالا برو اینارو برای بهار تعریف کن.
بگو خواهرت دوست دختر شوهرت بوده.
اینارو بگو تا اون بچه هارم برداره و گورشو از خونه ما گم کنه‌‌.

بعد هم از ماشین پیاده میشود و میرود.

سما در محل کلر بهار به او میگوید تو درست کار نمیکنی بنظر من یه کاری تو بیمارستان پیدا کن که برات راحت تر باشه.

بعد هم میگوید لباس های پارت آخر رو تا فردا صبح از اول اتو کن چون مشتری ها راضی نبودند.

بهار جا میخورد و فردانه به او میگوید دوباره اتو نکنیا قبلا اتو کردی دیگه اصلا نمیفهمه که تازه فردا به هرحال مجبوره تحویل بده.

یکی دیگر از کارکنان میگوید این کار اون جور که میگین راحت نیست.

صبح دیدم تمام لباس هارو مچاله کرد و انداخت قسمت پشتی.

بهار عصبانی میشود اما همه کارکنان آنجا قول میدهند که کمکش کنند و او را خوشحال میکنند.

وقتی انور به دنبال بچه ها در مدرسه ایستاده موسی را میبیند و در مورد ژاله از او میپرسد.

موسی با ناامیدی میگوید که ژاله دوست ندارد به خانه بیاید و انور به او پیشنهاد میدهد کاری کن که ژاله دوست داشته باشه و بخاطرش بیاد خونه.

بخاطر زنی که عاشقشیم باید بجنگیم.

همان شب موسی کتابی را درمورد روابط که در آن گفته کاری کنید همسرتان فکر کند زندگی دیگری دارد و دنبالتان بیفتد میخواند و به فکر میرود و بعد بورا را صدا میزند تا باهم به بیمارستان و دیدن ژاله بروند.

او بورا را به ژاله تحویل میدهد و میگوید من امشب یه شام دعوتم و اومدم بورا رو بذارم پیشت خب دیگه خدافظ!

ژاله جا میخورد اما چاره ای ندارد.

عارف به بهار زنگ میزند و میگوید تخت و گازتو فروختم پولشو بیارم خونه مادرت بچه هارم ببینم.

بهار میگوید دستت دردنکنه ولی من سر کارم و تا یه ساعت هم کارم تموم نمیشه تازه بعدش باید برم بیمارستان.

عارف خداحافظی میکند اما یک ساعت بعد به دنبال بهار میرود تا هم او را ببیند و هم به بیمارستان برساند.

در بیمارستان ژاله میگوید که در طول شیمی درمانی باید کار کردن را رها کند و سینان میگوید که درمان موثری وجود دارد که بیمه هزینه اش را پرداخت نمیکند.

بهار نمیداند چه کند.

 

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان این قست سریال زن لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال زن (کادین) قسمت 48 مراجعه فرمایید .

برای حمایت از آستارا خبر لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید .

 

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

 

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *