خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه قسمت ۱۱۸ + زیرنویس و دوبله

زینب با گریه از داوود خواهش میکند که با او کاری نداشته باشد. او سعی دارد داوود را آرام کند و به او میگوید که آنها خوشبخت خواهند شد.و فقط از او میخواهد که فعلا دست نگه دارد و در این شرایط بد، خاطره بدی ثبت نکند. داوود حرف او را قبول کرده و او را در اتاق تنها میگذارد.

 

علیهان که نگران زینب شده است، با ییلدیز تماس میگیرد اما ییلدیز می‌گوید که از او خبری ندارد. ییلدیز با آسمان خانم نیز تماس میگیرد و او هم جواب نمی‌دهد. علیهان دم خانه زینب می رود. او هرچه در میزند کسی در را باز نمیکند. کمی بعد امیر نیز می آید. علیهان تصمیم میگیرد در را بشکند. او و امیر وارد خانه شده و مرد مسلح را می‌بینند. علیهان با او گلاویز شده و اسلحه را از او میگیرد و او را تهدید میکند تا جای زینب را بفهمد. اما آن مرد میگوید که از چیزی خبر ندارد و فقط برای تهدید مادر زینب آنجاست. علیهان که به دست عصبانی است، با هالیت تماس گرفته و شماره پدر داوود را میخواهد. او با یاشار تماس گرفته و از او سراغ داوود را میگیرد. یاشار میگوید که شاید داوود به یکی از خانه هایشان که استفاده نمی‌کنند رفته باشد.

 

زینب که خیلی آشفته است، در اتاق دور خود می‌چرخد و دنبال بهانه ای برای نجات خودش است. او به بهانه رقابت به دستشویی از قربان میخواهد که در را برایش باز کند. او در پذیرایی داوود را میبیند که تنها نشسته است. زینب که متعجب می شود، از داوود میخواهد قربان را بیرون بفرستد تا بتواند با او راحت صحبت کند. داوود قربان را بیرون میفرستد.

 

زینب که نقشه ای کشیده، به دستشویی می رود و در کمد دستشویی دنبال اسید میگردد. او طرف اسید را داخل جیبش گذاشته و بیرون می آید، سپس به بهانه حرف زدن با داوود، به او نزدیک می شود و بطری را روی صورت او می پاشد. داوود شروع به داد کشیدن کرده و زینب سریع کلیدها را از روی میز برمیدارد تا در را باز کرده و فرار کند. علیهان به همراه یاشار به سمت خانه رفته اند و همان لحظه سر می رسند. زینب خودش را در بغل علیهان انداخته و گریه میکند. یاشار با عصبانیت داوود را دعوا کرده و او را با خودش می برد. داوود با ناراحتی و خشم به زینب و علیهان نگاه میکند. صورت او بخاطر پاشیدن شوینده اسید سوخته و قرمز شده است.

 

علیهان زینب را به خانه می برد. آسمان خانم و ییلدیز با نگرانی از او استقبال کرده و گریه میکنند. آنها از اینکه میبینند حال زینب خوب است خیالشان راحت می شود. علیهان به زینب میگوید که یاشار شهادت میدهد که داوود او را به زور عقد کرده و این ازدواج باطل می شود.

 

صبح، ییلدیز دوباره قصد دارد به بهانه قهوه خوردن، با هالیت به شرکت برود.هالیت از این خواسته او خوشش نمی‌آید.

 

در خانه جانر برای اندر در مورد اتفاق دزدیده شدن زینب تعریف میکند. اندر عقیده دارد که زینب و ییلدیز این نقشه را برای اینکه علیخان زا مجبور به ازدواج کنند کشیده اند تا او تحریک به ازدواج شود. جانر از دست برداشت های خواهرش کلافه می شود.

 

از املاک با آسمان خانم تماس گرفته و میگویند که برای خانه مشتری پیدا شده است. او پنهانی به دور از چشم زینب با تلفن صحبت کرده و بعد از شنیدن این خبر از خانه بیرون می آید. مصطفی که پشت خانه کشیک می‌داده است سراغ او می رود. آسمان میگوید که خانه بفروش رفته و پولش را خواهد داد. مصطفی ادعا میکند که بعد از گرفتن پول دیگر سراغ آنها نمی آید.

 

کایا که ذهنش مشغول اریم شده است، در اینترنت در مورد اندر و هالیت تحقیق میکند.او سپس برای خودش و اریم لایت کنسرت گزیده و این خبر را به هالیت میدهد. هالیت از این قضیه استقبال میکند و میگوید :«نمی‌دونم اریم به کی رفته.من که به موسیقی علاقه ای ندارم.هیچی اریم شبیه من نیست.». کایا بیشتر در فکر فرو می رود.

 

منبع : خلاصه سریال سیب ممنوعه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *