خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه قسمت ۱۳۱ + زیرنویس و دوبله

شب کایا دم خانه اندر می آید تا به او و اریم سر بزند. اندر به او میفهماند که هالیت مدتی را بخاطر اریم در خانه آنها می ماند. کایا که انتظارش را نداشته، بهانه آورده و داخل نمی آید.

 

در خانه ییعیت، آبجی نگار آمده و برای او شام آورده است. او خبر میدهد که فردا از استانبول می رود و برای خداحافظی آمده است. ییعیت توضیح میدهد که به شرکت رفته و موفق به گرفتن کار شده است. او طبق تصورات خودش حدس می زند که بچه هالیت و اندر است،ولی چون آنها در آن زمان با یکدیگر پنهانی دوست بوده اند و هالیت متأهل بوده، اندر مجبور به واگذاری ییعیت شده است.

 

صبح، ییعیت به عنوان روز اول کاری به شرکت رفته و مشغول به کار می شود. او سعی دارد از تولین خانم در مورد هالیت و اندر حرف بکشد.

 

در شرکت علیهان، هازال پیش زینب می آید. زینب به او میگوید که تازه در مورد رابطه او و علیهان فهمیده است و الیف این موضوع را به او گفته است. هازال ناراحت و معذب می شود و خودش تصمیم می‌گیرد از کار انصراف دهد، اما زینب به او اجازه نداده و آن موضوع را مختومه میداند.

 

ییلدیز به شرکت پیش هالیت می رود. او سعی دارد هالیت را از طلاق منصرف کند اما هالیت حاضر به صحبت با او نیست. ییلدیز میگوید که روی اسلحه مصطفی اثر انگشت اندر نیز بوده است و اندر به مصطفی پول داده است و او از این طریق اسلحه را خریده است. هالیت یادش می آید که اندر گفته بود مصطفی از او پول میخواهد و ذهنش درگیر می شود. او بعد از فرستادن ییلدیز، با عصبانیت با اندر تماس گرفته و میخواهد او را ببیند.

 

ییلدیز سپس به اتاق کایا می رود و از اندر پیش او گله میکند و میگوید که اندر با هدف به دست آوردن دوباره هالیت، بین آنها را خراب کرده است. کایا متعجب شده و به فکر می رود.

 

الیف با علیهان تماس میگیرد. علیهان با عصبانیت علت رفتار و کارهای او را میپرسد. الیف از او میخواهد که حضوری صحبت کنند. علیهان میخواهد به زینب خبر بدهد، اما زینب به جلسه رفته است. او خودش به رستوران پیش الیف می رود و با او بحث میکند. الیف بخاطر قرار قبل ازدواج با علیهان ، احتمال رابطه بین خودشان را میداد، اما با ازدواج او و زینب به هدفش نرسید.

 

زینب بعد از تمام شدن جلسه از هاکان می شنود که علیهان پیش الیف رفته است. او به شدت عصبانی شده و به رستوران می رود و وقتی آنها را با یکدیگر می بیند با علیهان دعوا میکند. الیف نیز شروع به تحقیر زینب کرده و او را در حد علیهان نمی داند. زینب با ناراحتی بیرون آمده و با علیهان بخاطر بی خبر آمدنش پیش الیف دعوا میکند و او را مقصر میداند. سپس بی اهمیت به او می رود.

 

هالیت با اندر به رستوران رفته و از او بابت کمک به مصطفی سوال میکند.اندر به دروغ میگوید که چنین کاری نکرده است. هالیت برگه حساب مالی اندر را به او نشان میدهد که مبلغ زیادی را در همان تاریخ از شرکت گرفته است. اندر با هماهنگی قبلی، با زنی تماس گرفته و به هالیت ثابت میکند که آن پول را برای انجمن خیریه گرفته بوده است. او به حرف جانر که احتمال میداد ییلدیز بر علیه او پیش هالیت چنین حرفی بزند، از قبل نقشه ای برای قانع کردن هالیت کشیده بود.

 

اندر با تولین تماس گرفته و از او میخواهد که برای مهمانی شب برای او گارسون پیدا کرده و بفرستد. ییعیت که این حرف را می شنود، به بهانه نیاز مالی سریع خودش را پیشنهاد می دهد. تولین خانم قبول کرده و عصر او را به خانه اندر می فرستد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *