خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه قسمت ۶۰ + زیرنویس و دوبله

ییلدیز در خانه بین لباسها و وسایل گرانقیمت خود می‌چرخد و به زندگی که حسرتش را داشته فکر میکند. هالیت پیش او آمده و بخاطر مشکلات اخیر بینشان، سرویس جواهری به او هدیه میدهد. اما طبق معمول آن را در گاوصندوق خودش میگذارد. ییلدیز از هدیه اش خیلی خوشحال می شود . او تصمیمش را میگیرد و با کمال صحبت میکند و از او میخواهد که از آنجا برود زیرا او زندگی اش را دوست دارد. کمال از اینکه ییلدیز پول را به او ترجیح داده و به خاطر پول با هالیت زندگی میکند ناراحت است و به ییلدیز در مورد عشقشان هشدار میدهد اما ییلدیز اهمیتی نمی‌دهد. او میگوید که نزدیکی و بوسیدنشان نیز کار اشتباهی بوده است. آیسل، خدمتکارشان، تمامی حرفهای آن ها را از لای در می شنود.
لیلا پیش ییلدیز رفته و از او میخواهد که در مورد رابطه اش با امیر چیزی به هالیت نگوید. ییلدیز در مقابل اینکه لیلا پیش زهرا، با ییلدیز بد نباشد و از بی حرمتی های زهرا دفاع نکند، قبول میکند.
ذهن زینب درگیر علیهان و رابطه او با هیرا است اما سعی میکند خودش را مشغول کند. هیرا بعد از دیدن تاریخ حلقه ها، به هم ریخته و با زینب قرار میگذارد که برای او تعریف کند. زینب وقتی ماجرا را شنیده و تاریخ حلقه ها را می شنود، یادش می آید که تاریخ متعلق به دو روز قبل از جدایی خودش و علیهان است. او شوکه شده و ترجیح میدهد همه ماجرا را برای هیرا تعریف کند و در مورد رابطه سابق خودش و علیهان اعتراف کند. هیرا به شدت عصبانی شده و دادو بیداد می‌کند و از اینکه فکر میکند بازیچه دست زینب و علیهان شده، عصبی است. او به شرکت می رود و با علیهان نیز دعوا میکند. علیهان با هاکان صحبت میکند و تصمیم می‌گیرد که اقدام درستی بکند.
کمال به شرکت پیش هالیت می رود و از کارش استعفا می دهد. هالیت کمی متعجب می شود اما او ذهنش بیشتر درگیر پروژه سرمایه گذاری جدید است. هنگام بستن قرارداد، خود سرمایه‌گذار به شرکت نیامده و مدیر و وکیل خودش را میفرستد. هالیت از این کار عصبی می شود اما با این حال از روی ناچاری قرارداد می بندد.
شب، مراسم یکی از پروژه های اندر و زهرا در هتل است. همه برای رفتن به این مهمانی آماده می شوند.
زینب بعد از کار به همراه هاکان به سمت خانه می رود، هاکان طی برنامه‌ریزی ، به بهانه جا گذاشتن پرونده‌ای در خانه علیهان، او را آنجا می برد و وقتی زینب وارد خانه می شود، در را از پشت قفل می کند. علیهان مقابل زینب می آید. زینب از دست او و هاکان عصبانی است، اما با دیدن حلقه ای که علیهان مقابل او میگیرد ، شوکه می شود.
در مهمانی اندر، قرار است که سرمایه‌گذار جدید شرکت به نام آتاکان نیز حضور پیدا کند.
کمی بعد، کمال به عنوان سرمایه‌گذار و شریک جدید، وارد مهمانی می شود. همگی شوکه و متعجب به او نگاه میکنند.

سلام تشکر می کنم از زحمات شما ?????

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *