خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه قسمت ۱۶۶ + زیرنویس فارسی

هالیت با عصبانیت لیلا را بازخواست میکند. سپس به همه مهمانان میگوید که مهمانی تمام شده و آنها را بیرون میکند. او از همه میخواهد که بروند. کایا پیش اندر رفته و در مورد ییعیت سوال میکند. اندر میگوید که این مسأله حقیقت دارد. کایا سریع دنبال ییعیت که بیرون رفته بود می رود. ییعیت به او محل نداده و سوار تاکسی می شود. کایا و‌ اندر با هم به خانه کایا می روند تا اندر ماجرا را برای کایا روشن کند.‌

در خانه، هالیت در حال دعوا با لیلا بخاطر ازدواج پنهانی اوست. لیلا میگوید که از کارش پشیمان است ‌و قصد طلاق دارد. هالیت میگوید در هر صورت نیز باید طلاق می‌گرفت. شاهیکا سعی دارد هالیت را آرام کند ، اما هالیت سر او داد زده و او را نیز از خانه بیرون میکند. شاهیکا که انتظار این برخورد را ندارد، جا میخورد.

در خانه کایا، اندر همه چیز را برای کایا تعریف میکند. کایا از اینکه اندر بچه را از او پنهان کرده بود عصبی است، اما اندر میگوید که مقصر خود کایا بوده که او را ترک کرده و هیچ ردی از خودش به جای نگذاشته و خانواده او نیز با اندر حرف نمی زدند.کمی بعد شاهیکا به خانه کایا می آید اما کایا نیز با عصبانیت او را از خانه بیرون میکند.

بعد از رفتن اندر، کایا به خانه ییعیت می رود. ییعیت در را باز کرده و هر دو یکدیگر را بغل کرده و گریه میکنند. ییعیت از سختی هایی که با پدر روانی خود داشته میگوید. کایا به او میگوید که آن روزها تمام شده و حالا قصد جبران دارد و همیشه از او حمایت خواهد کرد. او ییعیت را به خانه خودش می برد.

هالیت با ییلدیز تماس میگیرد و با عصبانیت از او میخواهد که سریع به خانه بیاید و دیگر حق ندارد در خانه اندر باشد. او میگوید که شاهیکا نیز رفته است‌. ییلدیز که از همه جا بیخبر است، متعجب شده و قبول میکند، اما میگوید که قصد طلاقش پا بر جاست.

اندر به خانه آمده و تمام اتفاقات را تعریف کرده و در مورد اینکه ییعیت پسر او و کایا است به ییلدیز میگوید. ییلدیز شوکه می شود و متوجه می شود که چرا هالیت از اندر عصبی بوده است.
امیر به کایا زنگ زده و میگوید که لیلا در خانه نیست و حتما شوهرش او را دزدیده است. امیر با پلیس تماس گرفته و پلیس دم خانه حیلمی می رود. لیلا در خانه حیلمی است و به شدت از او میترسد. حیلمی با تهدید او را مجبور می‌کند که مقابل پلیس بگوید که خودش به خانه آمده و آنها مشکلی ندارند.

صبح، ییلدیز حاضر شده تا به خانه اش برگردد. مادرش نیز به شهر خودش می رود. اندر از اینکه ییلدیز در این موقعیت به او پشت کرده و از آنجا می رود از او دلخور است، اما ییلدیز می‌گوید که به خواست هالیت می رود و از او بابت این مدت تشکر میکند.

کایا با شاهیکا تماس میگیرد تا او به خانه اش بیاید. شاهیکا توضیح میدهد که خودش دیروز متوجه شده است که کایا پدر ییعیت است. کایا از اینکه او زودتر این حرف را به او نزده ناراحت است و با او بحث میکند. هنگام رفتن، ییعیت دم در با شاهیکا حرف می زند و میگوید که مطمئن است او از قبل این قضیه را می‌دانسته و قصد استفاده از ییعیت را داشته است.

شاهیکا به دفتر هالیت می رود. هالیت نیز با او دعوا میکند و رسوایی او در مقابل جمع و اطلاعش از ازدواج لیلا و پنهان کردنش را اشتباهی بزرگ میداند و با عصبانیت با او برخورد میکند. شاهیکا مظلوم نمایی کرده و در انتها میگوید که او مثل ییلدیز التماس هالیت را نخواهد کرد. سپس پیدا کردن سرمایه گذار و قرارشان را یاد هالیت می‌اندازد و می رود.

اندر به خواست کایا به خانه او می آید. ییعیت حاضر به صحبت با او نیست و از او بخاطر تمام سالهای زندگی اش که با بدبختی زندگی کرده نفرت دارد. اندر به روی او می آورد که یادش می آید ییعیت قصد کشتن او را داشته. ییعیت از این قضیه جا میخورد. اندر میگوید که به عمد چیزی نگفته تا پسرش به زندان نرود. او در مورد زندگی سخت خود و اجبار واگذار کردن او به خانواده دیگری به ییعیت میگوید، ولی ییعیت همچنان از او عصبانی است. اندر ترجیح میدهد به ییعیت زمان بدهد تا او اندر را ببخشد.

 

امیدواریم از مطالعه خلاصه قسمت ۱۶۶ لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال سیب ممنوعه قسمت ۱۶۷ مراجعه فرمایید و از مطالعه آن لذت ببرید.

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *