خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه قسمت ۱۶۹ + زیرنویس فارسی

همه در بیمارستان بستری هستند.نیمه شب، فردی به اتاقش هالیت در بیمارستان آمده و وقتی هالیت چشمانش را باز میکند به او میگوید «نمی‌خوام بمیری.می‌خوام عذاب کشیدنت رو ببینم.
کایا و ییعیت به کلانتری رفته اند. حیلمی، به نگهبان خانه کایا تیر زده و او را زخمی کرده است. حیلمی را بازداشت میکنند.

صبح، دکتر به اتاق هالیت رفته و میگوید که او و و ییلدیز و آیسل مسموم شده اند. هالیت متعجب می شود و علت این کار را نمیداند.او متوجه می شود که آلتین این کار را کرده است.
اندر به اتاق ییلدیز می رود. ییلدیز و او هر دو میدانند که شاهیکا این را کرده است، اما اندر میگوید که شاهیکا دیشب با پرواز اختصاصی از کشور خارج شده و دیگر به او دسترسی ندارند. او از اینکه ییلدیز پنهانی لیلی را که آدم دروغگویی است در خانه نگه داشته حرصش می گیرد و عصبی است. ییلدیز میگوید که اگر لیلی در خانه نبود آنها همه می‌مردند، زیرا لیلی صدای گریه ی هالیت جان را شنیده و بیرون آمده بود و با دیدن اهل خانواده‌ که روی زمین افتاده بودند، با آمبولانس تماس گرفته بود.

او همچنین در گوشی ییلدیز آخرین تماس را که اندر بوده چک میکند و به اندر زنگ می زند، و چون اندر جواب نداده، به جانر زنگ می زند و جانر به خانه می رود. او نیز در خانه اندر را بیهوش میبیند و به بیمارستان می برد. ییلدیز از اندر میخواهد بخاطر نجات جانش توسط لیلی، انقدر از او بدگویی نکند.

جانر به اتاق آمده و خبر میدهد که شب گذشته شوهر لیلی دم خانه کایا رفته و به نگهبان تیر زده است. اندر نگران ییعیت می شود و ییلدیز نیز میفهمد که شوهر لیلی واقعا آدم خطرناکی است.
هالیت پیش اندر و ییلدیز می آید. آنها هر دو به هالیت میگویند که کار شاهیکا بوده است ، اما هالیت باز هم نمیخواهد قبول کند که شاهیکا چنین آدمی بوده است. آنها همگی مرخص می شوند.
در خانه کایا از ییعیت میخواهد که به دیدن مادرش برود و سعی کند با او ارتباط برقرار کند. ییعیت بخاطر کایا قبول میکند.

او سپس بیرون می رود. اندر که به خانه رفته، با کایا تماس میگیرد و میخواهد او را ببیند. کایا به خانه اندر می رود. اندر به او میگوید که همه چیز زیر سر شاهیکا بوده، و همچنین ییعیت نیز دست راست شاهیکا بوده است و برای همین او نگران ییعیت است، زیرا مطمئن است شاهیکا به راحتی او را رها نمیکند. کایا نیز این مسأله را باور ندارد ولی با این حال به اندر میگوید که جای ییعیت امن است و خیال او راحت باشد.ییلدیز سریع به خانه می رود و پسرش را از لیلی می‌گیرد.

او از اینکه لیلی آنها را نجات داد و مراقب هالیت جان بود تشکر میکند. لیلی میگوید که دیگر آنجا نمیماند و به خانه دوستش می رود. هالیت نیز به خانه آمده و از لیلی تشکر می کند. سپس متین پیش هالیت می آید.هالیت به او میگوید که شخصی به نام نادر کلیچ دیشب به اتاق او آمده بود، اما کادر بیمارستان میگویند که کسی وارد نشده. با این حال او از متین میخواهد که در مورد او تحقیق کند. نادر کسی بود که هالیت سالها پیش با او شریک بود و چون او قصد انجام کار خلاف داشت و هالیت با او همکاری نکرد، بخاطر حفظ جانش مجبور شد نادر را لو بدهد و نادر به حبس ابد محکوم شد. او همچنین میخواهد در مورد سرمایه گذار و ارتباط آن با شاهیکا تحقیق کند.

لیلی به دفتر می رود و با کایا صحبت میکند. کایا از او میخواهد که دوباره سر کار برگردد. لیلی خوشحال می شود. ییعیت به خانه اندر می رود.

اندر با اینکه می داند او به حرف کایا آمده باز هم خوشحال می شود و از او تشکر میکند. او سعی دارد با ییعیت صمیمی شود و به او در مورد لیلا و ازدواجش کمک کند.

 

امیدواریم از مطالعه خلاصه قسمت ۱۶۹ لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال سیب ممنوعه قسمت ۱۷۰ مراجعه فرمایید و از مطالعه آن لذت ببرید.

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *