خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه قسمت ۱۷۱ + زیرنویس فارسی

در شرکت کایا، او همگی را برای شام به خانه اش دعوت میکند.

در خانه هالیت، او قصد دارد برای هالیت جان پرستار بچه بگیرد. یک پرستار برای مصاحبه می آید و ییلدیز از او خوشش نمی آید. آیسل که از آمدن پرستار جدید ناراحت است ، برای ییلدیز قیافه گرفته است. ییلدیز به او میگوید که پرستار نمی آورد و به آیسل برای نگهداری از بچه اعتماد دارد.

هالیت برای قرار کاری به رستوران می رود. ‌او احساس میکند که نادر را در آنجا دیده است . او سریع بیرون آمده و دنبال نادر می رود اما نادر سریع سوار ماشین شده و می رود.
شب در خانه ییلدیز آماده شده تا با هالیت برای شام بیرون بروند. او حسابی به خودش رسیده و هالیت از دیدن او متعجب می شود و به او خیره میماند. آنها سپس به رستوران می روند. اندر نیز با دوستانش به همان رستوران رفته و کمی بعد سر میز هالیت و ییلدیز می آید. او به ییلدیز میگوید که هالیت به زور سهامش را گرفته است. ییلدیز از این کار هالیت متعجب می شود . هالیت عصبی می شود و میگوید این کار را برای نجات شرکت و آینده بچه ها کرده است.

در خانه کایا، ییعیت قبل از آمدن مهمان ها از آنجا می رود، زیرا میگوید که از بچه های شرکت خوشش نمی آید. کایا او را تحت فشار نمی‌گذارد. ییعیت با هماهنگی آیسل و اریم، به خانه هالیت می رود تا لیلا را ببیند. لیلا از دیدن او شوکه شده و باز هم نمیخواهد با او حرف بزند اما ییعیت به او اصرار کرده و از او میخواهد باز هم فکر کند. او روی علاقه اش پافشاری می‌کند.

هنگامی که هالیت و ییلدیز به سمت خانه می آیند، هالیت ییلدیز را به خانه ای برده و میگوید که آن خانه را برای هالیت جان خریده، و ییلدیز هر زمان بخواهد میتواند برای زندگی به آنجا بیاید، اما او میگوید دوست دارد که ییلدیز پیشش بماند. ییلدیز دو دل شده و نمی‌داند باید چه کند.

هنگامی که اندر از رستوران بیرون می آید ، دوباره نادر مقابل او سبز شده و میخواهد او را برساند.
صبح در دفتر، لیلی به اتاق کایا رفته و کایا به او خبر میدهد که بخاطر جرایم شوهر او می‌تواند زودتر طلاق بگیرد. لیلی خوشحال شده و از کایا تشکر میکند. کایا لیلی را می بوسد.
کمی بعد اندر به دفتر می آید و وقتی لیلی را میبیند، بابت نجات او تشکر میکند، اما میگوید که او را همچنان دروغگو می داند، و به او بابت نزدیک شدن به کایا هشدار میدهد که ییعیت پسر او و کایا است و او همیشه در زندگی کایا خواهد ماند. لیلی که از این ماجرا خبر نداشته شوکه می شود‌.

در شرکت، هالیت با سرمایه‌گذار جدید جلسه دارد. او پیگیر شاهیکا از طریق سرمایه گذار می شود. سرمایه گذار میگوید که آنها ارتباطی با شاهیکا ندارند، اما خودشان رئیس دیگری دارند. وقتی هالیت نام رئیس را می پرسد، او میگوید که کمی بعد رئیسش به جلسه خواهد آمد. کمی بعد، نادر به عنوان رئیس و سرمایه گذار اصلی وارد اتاق می شود. هالیت از دیدن او شوکه می شود.نادر به او میگوید که حالا سهام برابری در شرکت دارند. او سپس میگوید که فرد جدیدی را به عنوان دستیار استخدام کرده است. همان لحظه، اندر وارد شده و پیش نادر می ایستد.

امیدواریم از مطالعه خلاصه قسمت ۱۷۱ لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال سیب ممنوعه قسمت ۱۷۲ مراجعه فرمایید و از مطالعه آن لذت ببرید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *