خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه قسمت ۵۳ + زیرنویس و دوبله

اندر و زهرا برای درخواست گرفتن پروژه برای کارشان، به شرکت هالیت می روند. هالیت که از اول با زهرا طی کرده بود که هیچ کمکی برای این کارشان نمیکند، آنها را رد میکند. زهرا ناراحت می شود، اما اندر مطمئن است که هالیت بالاخره قبول میکند.
علیهان به شرکت هالیت می رود. هالیت میخواهد او را نیز نصیحت کند. علیهان پیش او نیز مسئولیت اتفاقات اخیر را گردن گرفته و زینب را بی تقصیر می داند‌.
شب، کمال به خانه زینب برای دیدن او می رود. ییلدیز با زینب تماس میگیرد و وقتی میفهمد کمال آنجاست، عصبانی می شود. زینب برای او توضیح میدهد که کمال روی حساب دوستی شان و نگرانی از حالش به دیدن او آمده. کمی بعد، علیهان دم خانه زینب می آید تا با او صحبت کند اما متوجه می شود که او مهمان دارد و می رود. اما ذهن او درگیر مهمان زینب است.
کار جانر با شرکت علیهان رو به اتمام است. اندر در تلاش است تا به بهانه ای پایش را به شرکت هالیت باز کند تا هر روز مقابل چشم او باشد. او از جانر میخواهد که به عثمان، کسی که ابتدا به آنها پیشنهاد کار داده بود و از اندر خوشش می آید، درخواست کار بدهد.
زرین سراغ زینب می رود تا با او صحبت کند . او به زینب در مورد علیهان بد میگوید و او را فردی سرد که اهل رابطه نیست معرفی میکند و علت اینکه در حال حاضر دنبال زینب است را، منع کردن دیگران از این کار می داند. زینب میگوید که خودش علیهان را می‌شناسد و قصد ایجاد رابطه با او را ندارد. زرین خیالش از بابت زینب راحت می شود.
کمال از اینکه رابطه بین هالیت و ییلدیز زیاد خوب نیست سر در آورده و این خبر را به گوش اندر رسانده است. هالیت در ماشین، به ییلدیز زنگ زده و بخاطر فشار مشکلات اخیر، از او میخواهد که برای شام به رستوران بروند‌. کمال فوری آمار رستوران را به اندر می دهد.
ییلدیز نسبت به حساسیت های هالیت روی دفنه، مشکوک شده و فکر میکند بین آنها رابطه ای بوده است. او در مورد این مسأله از دفنه سوال میکند اما جواب درستی از او نمیگیرد. او که به هالیت شک کرده است، مدام به او زنگ می زند و چک میکند. هالیت تصور میکند که او از اندر چیزی در مورد خودشان شنیده است. اما اندر چنین چیزی را تکذیب میکند.
جم، بر خلاف تصور علیهان، قصد رفتن از شرکت را ندارد. او به علیهان میگوید که قصد دارد بماند و باز هم بخاطر به دست آوردن زینب می‌جنگد. علیهان متوجه می شود که جم همچنان به عنوان تهدید وجود دارد.
هیرا به شرکت می آید و با زینب به کافه می روند. او در مورد کسی که اخیرا به او علاقه مند شده و منتظر رابطه دو طرفه است صحبت میکند. منظور او علیهان است اما زینب نمی‌داند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *