خلاصه داستان سریال ترکی لروکس / همه جا تو قسمت ۲۰ + زیرنویس و دوبله

فیروزه و لیلا خانم هول شده و سریع برای خوشامدگویی به سمت دمیر رفته و سپس به آشپزخانه می روند. آنها از اشتباهی که کرده اند عصبی هستند و نمی‌دانند باید چه کنند. دمیر در مورد دیر آمدنش عذرخواهی کرده و توضیح میدهد که برایش کاری پیش آمده بود. قبل از آمدنش به خانه لیلا و فیروزه، آلارا با او قرار گذاشته و بخاطر رفتارش با او بحث کرده بود. آلارا از اینکه دمیر قبل از حل شدن مشکلش با او صمیمی شده بود، اما حالا با او سرد رفتار میکند، از دمیر گله کرده و دمیر نیز چنین چیزی را انکار کرده و میگوید که هر دو به هدفشان رسیده اند و جای گله و منتی وجود ندارد. آلارا در واقع پیش خودش خیالاتی نسبت به دمیر دارد ولی از اینکه دمیر نیز به او احساس متقابل ندارد، عصبی است.

پدر لروکس در مورد نسبت او با فیروزه و لیلا خانم از دمیر سوال میکند. لروکس به دمیر اشاره میکند که آنها فهمیده اند فیروزه و لیلا خانم برادر ندارند. دمیر به ناچار سریع ماجرا را درست کرده و میگوید که او در واقع برادرزاده ناتنی آنهاست‌. پدر لروکس حرف او را باور میکند و لروکس از اینکه اینبار نیز قصر در رفته است، خیالش راحت میشود. پدر و مادر لروکس از او می‌خواهند هرچه سریعتر خانه ای برای انتقال وسایلش پیدا کند. دمیر با کنایه به لروکس میگوید که اتفاقا خانه ای گرفته است، اما کسی که در خانه نشسته از آنجا نمی رود و به زودی او را بیرون خواهد کرد.

هنگام شام، لروکس که حواسش نیست، میگوید که دمیر عادت به نان خوردن ندارد. پدر او دوباره متعجب و مشکوک می شود. فیروزه خانم میگوید منظور او عادت جوانان امروزی است که سبک زندگی سالمی را پیش رو گرفته اند. آنها بعد از صرف شام به خانه می روند، اما لیلا و فیروزه به اصرار دمیر را برای شب نگه می‌دارند و نمی‌گذارند او به هتل برود. لروکس از دمیر بابت اینکه بخاطر او امشب آمده و این وضعیت را تحمل می‌کند تشکر میکند.

بعد از رفتن آنها، دمیر با لیلا و فیروزه خانم صبحت کرده و آنها را بخاطر دروغ گویی و ادامه وضعیت و همچنین مجبور شدن خودش به دروغگویی، ملامت میکند و از آنها میخواهد که دیگر این وضعیت را کش ندهند و دروغ دیگری به خانواده لروکس نگویند. آنها به ناچار قبول میکند .در شرکت، آیدا و مروه و بورا سخت مشغول کار هستند و باید تا دیروقت روی پروژه کار کنند تا آن را آماده تحویل کنند‌. لروکس نیز در خانه مشغول کار روی پروژه می شود.

ایبو غذا گرفته و به شرکت می رود تا همه با هم غذا بخورند. آیدا از اینکه بخاطر کار نمی‌تواند با ایبو وقت بگذارند ناراحت است.
فیروزه و لیلا خانم به دمیر لباس راحتی قدیمی که مال شوهر فیروزه خانم بوده را میدهند. دمیر معذب است اما مجبور است آن وضعیت را برای یک شب تحمل کند‌. لیلا خانم لباسهای دمیر را برداشته تا به ماشین لباسشویی بیاندازد. دمیر به سختی خوابش می برد.

 

نیمه شب، لیلا و فیروزه پنهانی به اتاق او آمده و بالای سرش می آیند. فیروزه خانم در مورد لروکس و زیبایی و خوبی های او شروع به صحبت میکند تا روی ناخودآگاه دمیر تاثیر بگذارد. لیلا خانم نیز عطر لروکس را در فضا پخش میکند. ناگهان گوشی دمیر زنگ خورده و آنها سریع پایین تخت قایم می شوند. آقا ییلدیریم با دمیر تماس گرفته و از او میخواهد که هرچه سریع تر به خانه او برود زیرا باید صحبت کنند. دمیر میگوید که پروژه اش در حال اتمام است و فردا تحویل میدهد. اما آقا ییلدیریم میگوید که موضوع در مورد آلارا است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *