خلاصه داستان سریال ترکی گودال قسمت ۳۵ + زیرنویس فارسی و دوبله

در این مطلب خلاصه قسمت ۳۵ سریال گودال را برای شما عزیزان آماده کردیم ، امیدوارم از مطالعه آن لذت ببرید .

 

دکتر به خانواده ی کوچوالی خبر میده که عمل کاراجا با موفقیت طی شده.

همه نفس راحتی می کشند.

افراد محله ی گودال، جنازه سردار را پیدا می کنند اما قاتل او ناشناس باقی میمونه.

کاراجا به هوش میاد و سلیم و عایشه از ذوق گریه میکنن.

ادریس به ملاقات کاراجا میاد و برایش آبنبات میاره.

کاراجا از توجه اعضای خانواده اش خوشحال میشه.

نیمه های شب سلیم برای او لالایی میخونه.

پلیس به بیمارستان آمده و برای توضیح علت درگیری ها ادریس را با خود میبره.

ادریس در آنجا با فیاض روبرو میشه و میخواهد مطمئن شود که فیاض به خاطر مرگ سردار با او دشمنی نخواهد کرد.

فیاض هم ادریس را برای ماهیگیری به قایقش دعوت می کنه و نشون میده که هیچ مشکلی بین انها نخواهد بود.

یاماچ به دیدن وارتلو در خانه اش میره از او می پرسه که چرا در حمله سردار از خانه و خانواده ی آنها محافظت کرده است؟

وارتلو جواب سر بالا میده و باز هم هویتش  را پنهان می کنه.

یاماچ هم برای این که نشون بده به زودی هویت او را خواهد فهمید میگه: «از شهرستان چیزی می خوای؟! پنیرو اینا! یکی از دوستامون رفته وارتول. » و وقتی سکوت وارتلو را می بیند میره.

وارتلو عصبی میشه و کاملا منظور اون رو میفهمه.

سلیم با وارتلو قرار میذاره تا ماجرای تیر خوردن دخترش را دقیقتر از زبان اون بشنوه.

وارتلو هم همه چیز را شفاف توضیح میده.

فیاض و ادریس هردو از بازداشتگاه مرخص میشن و جلوی آگاهی زمانی که فیاض می خواهد پسرش را در آغوش بگیره، تک تیراندازی که پشت سطل زباله پنهان شده به یاووز شلیک میکنه و اون را میکشه.

آن تک تیرانداز که لباس هایی شبیه به لباس های علیچو به تن داره زود از محل حادثه فرار میکنه.

از اونجایی که وارتلو زودتر از حمله افراد سردار خبر اومدنشون را به سعادت داده بود، سعادت متوجه حضور او در گودال شده.

به همین دلیل به وارتلو زنگ میزنه و به اون میگه: «من میخوام ببینمت. میدونم تو ارباغ نیستی و اینجایی. »

وارتلو به ناچار قبول می کنه.

در بیمارستان، بادکنک صورتی ای توجه آکشین را جلب می کنه.

آکشین بادکنک را دنبال می کنه و با جلاسون روبرو میشه.

جلاسون سعی میکنه خودش را به اکشین ثابت کنه و کمی به او نزدیک بشه. آ

کشین خیلی زود متقاعد میشه و جلاسون را در آغوش میگیره.

ندرت که به دنبال آکشن آمده او را در آغوش جلاسون میبینه و از دخترش می خواهد که آنها را تنها بذاره.

بعد هم به جلاسون میگه: «خدا لعنتت کنه! دیگه حق نداری دخترمو ببینی. »

ندرت در محوطه بیمارستان روی نیمکت کنار سنا میشینه و از او می خواهد که با یاماچ صحبت کنه تا بتونند آجار و آکشن را برای تحصیل به خارج از کشور بفرستن.

ندرت علت تصمیمش را اینگونه توضیح میده: «من با یه کارادایی ازدواج کردم… اما نمیخوام اکشین این کارو کنه. اگه اینجا بمونه همینطور میشه… آجار راه پدربزرگشو ادامه نده. بره درس بخونه و کسی بشه واسه خودش. »

افراد فیاض که مطمئنند یاووز توسط علیچو کشته شده او را در وسط محله و در مقابل چشمان موحی الدین به زور می دزدند و با خود می برند.

موحی الدین لحظه آخر چهره ی فیاض را داخل ماشین میبینه و این خبر را فورا به گوش یاماچ میرسونه.

 

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان این قسمت از سریال گودال لذت برده باشید. در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال گودال قسمت ۳۶ مراجعه فرمایید .

برای حمایت از آستارا خبر لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *