خلاصه داستان سریال ترکی گودال قسمت ۳۶ + زیرنویس فارسی و دوبله

در این مطلب خلاصه قسمت ۳۶ سریال گودال را برای شما عزیزان آماده کردیم ، امیدوارم از مطالعه آن لذت ببرید .

 

یاماچ برای این که سوتفاهم را برطرف کند تصمیم می گیرد تنهایی سراغ فیاض برود و مانع کشته شدن علیچو شود.

اما متین و کمال هم ول کن نیستند و دنبال او راه می افتند.

یاماچ به انباری که علیچو در آن زندانی است می رسد و او را زخمی و کتک خورده می بیند.

فیاض مطمئن است که کشته شدن پسرش کار علیچو بوده است.

او به روی یاماچ هم اسلحه می کشد و با خشم می گوید: «تنها پسرم رو ازم جدا کردین. مگه پسرم باهات چیکار کرده بود؟ »

یاماچ با خونسردی از علیچو می پرسد که او یاووز را کشته است یا نه ؟ علیچو با گریه پشت سر هم می گوید که کار او نبوده است.

یاماچ ضمانت می کند که کار علیجو نبوده است و توضیح می دهد که این توطئه ی عده ای برای به پا کردن جنگ و دشمنی میان انهاست.

فیاض که آرام و قرار ندارد اسلحه را به سمت یاماچ می گیرد و با خشم می گوید: «جنگ خیلی وقته به پا شده.. »

یاماچ دستانش را باز می کند و از فیاض می خواهد که اگر دلش خنک خواهد شد شلیک کند.

در همین گیر و دار وقتی افراد فیاض متوجه حضور اهالی پر تعداد گودال در اطراف انبار می شوند پا به فرار می گذارند. فیاض تک و تنها می ماند و به ناچار علیچو و یاماچ را رها می کند سپس با درماندگی در آغوش یاماچ از ته دل گریه می کند.

ادریس طبق معمول سلیم را به خاطر این که در این اوضاع غیبت داشته شماتت می کند.

از طرفی صدای اهالی گودال بلند می شود که شعار “چوکور خونمونه، یاماچ بابامونه” سر می دهند.

ادریس و سلیم از قهوه خانه خارج می شوند و ادریس با افتخار به یاماچ چشم می دوزد.

سعادت در سالن تئاتری به دیدن صالح بچگی هایش می رود.

اما وارتلو که نمی خواهد شناخته شود از پشت پرده با سعادت حرف می زند و خواهش می کند که دیدارشان همین طور ادامه پیدا کند.

آنها مدتی از پشت پرده صحبت می کنند و سعادت می گوید که می ترسد حقیقت پشت پرده را دوست نداشته باشد.

صالح از شنیدن این حرف ناراحت می شود در چشم به هم زدنی سالن را ترک می کند.

مکه در کوچه و خیابان های شهر وارتول سراغ رد و نشانه ای از هویت وارتلو سعادت الدین می گردد.

بعد از مدتی عده ای ادعا می کنند که وارتلو را به خوبی می شناسند.

اما انها از افراد خود وارتلو هستند که به دستور او مکه را به تله می اندازند و در انبار زندانی اش می کنند.

از طرفی یاماچ که اطلاعات نصفه و نیمه ای در مورد وارتلو دارد، آن را با ادریس در میان می گذارد و می گوید که وارتلو سعادت الدین هویت مرموز و ناشناخته ای دارد و در اصل اهل شهر وارتول نیست و در استانبول متولد شده است.

کمی بعد ادریس، یادگاری های قهرمان را از جعبه چوبی خارج می کند و بار دیگر به یاماچ تحویل می دهد و به او سلام و علیک می گوید.

سنا بار دیگر به یاماچ یادآوری می کند که قرارشان رفتن از گودال بوده و از او می خواهد که با هم از آنجا بروند. سنا این بار جدی تر از دفعات قبل است و به گونه ای با یاماچ خداحافظی می کند.

یاماچ قصد رفتن ندارد اما ملتمسانه به سنا خیره می شود.

آن شب سنا در خانه ی خودش منتظر یاماچ می ماند و میز شامی هم تدارک می بیند.

اما وقتی زنگ در به صدا در می آید تنها چیزی که پشت در منتظر اوست چمدان هایش است.

او از ته دل گریه می کند.

اهالی گودال در میخانه دور هم جمع شده اند و به خاطر موفقیت های اخیر جشن کوچکی می گیرند.

بعد از کمی خوش و بش همه میخانه را ترک می کنند و فقط یاماچ و سلیم در انجا می مانند.

سلیم کمی از گذشته ها یاد می کند و یاماچ را به خنده می اندازد اما کم کم بحث جدی می شود و یاماچ حرف های کنایه آمیزی به او می زند.

خنده کم کم از چهره ی آنها محو می شود و یاماچ می گوید: «یادت میاد به من چی گفته بودی؟ ما فقط معامله ی اسلحه رو میدونستیم. من، بابام، عمو، پاشا و تو. »

یاماچ اسلحه ای را روی میز می گذارد و ادامه می دهد: «عمو و پاشا هردو جای پدرمون هستن با این حال به خاطر من تو این سن و سال رو سرشون اسلحه گذاشتن و شلیک کردن. »

یاماچ تک گلوله ای را در هفت تیرش می گذارد و اسلحه را روی سر خود می گیرد و می گوید: «من به خاطر تو میمیرم داداش. تو هم به خاطر من حاضری بمیری؟ »

سلیم از یاماچ می خواهد که دیوانگی نکند اما یاماچ بدون تردید ماشه را می کشد و این بار اسلحه را به سلیم می دهد و با جدیت بیشتر می پرسد: «تو به خاطر من حاضری بمیری سلیم؟؟ »

سلیم اسلحه بعد از کمی مکث اسلحه را روی سرش می گذارد

 

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان این قسمت از سریال گودال لذت برده باشید. در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال گودال قسمت ۳۷ مراجعه فرمایید .

برای حمایت از آستارا خبر لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *