خلاصه داستان سریال ترکی گودال قسمت ۴۲ + زیرنویس فارسی و دوبله

در این مطلب خلاصه قسمت ۴۲ سریال گودال را برای شما عزیزان آماده کردیم ، امیدوارم از مطالعه آن لذت ببرید .

 

وارتلو و سلیم در جایی با هم قرار میذارند و در مورد دستورهای بیجای بایکال با هم درد و دل می کنند!

سلیم می گوید که اگر همینطور پیش برود او لو می رود و آنها را هم با خود پایین می کشد.

کمی بعد وارتلو که نقشه دارد تا مونیر را حذف کند به او زنگ می زند و با چرب زبانی او را خام می کند که شرکتش را به او پس خواهد داد و با هم قرار ملاقاتی می گذارند.

پاشا پیش ادریس می رود و به دروغ آدرس پلیسی را که بچه غنچه را بعد از مرگ مادرش با خود برده را به او می دهد.

ادریس سراغ کمیسر بازنشسته می رود و او می گوید که چیزی به یاد ندارد اما قبلا بچه ها را به داداستانی و بعد هم بازتربیتی می برده اند.

مادر جلاسون به او زنگ می زند و از او می خواهد که هرچه زودتر خود را به خانه برساند.

جلاسون به خانه می رسد و با عمو روبرو می شود.

عمو به او می گوید می خواهد درمورد آکشین با او صحبت کند و حرفش را اینطور شروع می کند: «تو وارد راهی شدی که راه امنی نیست. تهش مرگه. ولی تو به من بگی که عمو من عاشقم! بدون اون نمی تونم، اونم یه راهی داره… اسلحه تو بذار اونجا. من بهت یه مغازه میدم تا توش کار کنی بعدش من میرم و دخترو واست خواستگاری می کنم. حالا بگو ببینم جسارت این کارو داری یا نه؟ »

جلاسون ابتدا دستش را به سمت اسلحه اش می برد سپس دچار تردید می شود و دستش را پس می کشد.

عمو کمی او را نگاه می کند و متوجه تصمیمش می شود.

بعد هم می گوید: «پس برو و از آکشین دور بمون! » و می رود.

وقتی عمو از خانه خارج می شود، علیچو به خواست یاماچ او را زیر نظر دارد و کمی بعد هم جلاسون را می بیند که از خانه خارج شده و می رود.

علیچو، متین و کمال شخصی را که خود را جای علیچو جا زده بود را پیش یاماچ می برند.

انها او را در انباری ای زندانی می کنند و اسم کسی را که به او دستور کشتن یاووز را داده می پرسند.

او می گوید که نمی داند و یاماچ هم او را به فیاض می سپارد.

ادریس به دنبال بچه به مرکز بارتربیتی می رود و پرونده او را می خواهد.

مدیر آنجا وقتی پرونده ها را چک می کند به ادریس می گوید که صالح حلواجی سال ۹۰ فوت شده است.

سلیم با دو نفر از افراد گودال منتظر مونیر می ماند تا او را بگیرد و طبق قولی که به یاماچ داده او را تحویل او بدهد.

اما کمی بعد افرادی ناشناس مونیر را گرفته، سوار ون کرده و می برند.

سلیم با وارتلو تماس می گیرد تا ببیند که کار او بوده یا نه اما وقتی می فهمد که وارتلو از چیزی خبر ندارد سردرگم و عصبانی می شود.

فیاض طبق قول و قراری که با یاماچ داشته مونیر را گیر می اندازد و به انباری می آورد.

از طرفی قاسم به ادریس زنگ می زند اما ادریس به او می گوید که بچه قبلا سال ۹۰ مرده و دیگر برایش مهم نیست.

قاسم می گوید: «من که دو شب پیش باهاش حرف زدم زنده بود! » ادریس شوکه می شود.

 

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان این قسمت از سریال گودال لذت برده باشید. در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال گودال قسمت ۴۳ مراجعه فرمایید .

برای حمایت از آستارا خبر لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *