خلاصه داستان سریال دستم را رها نکن قسمت ۹۰ + زیرنویس و دوبله

آزرا صبح تصمیم می‌گیرد در مورد پرونده پدرش پیش وکیل، و بعد از آن دنبال مرت برود. اما وقتی دم خانه سومرو می رود، متوجه می شود که مرت نیست. او دم مدرسه رفته و مرت را آنجا نیز پیدا نمیکند. آزرا با عصبانیت به کافه می رود و سومرو طلبکارانه به او میگوید که بخاطر نزدیک شدنش به جنک، مرت را به مدرسه شبانه روزی فرستاده و آزرا کاری نمی‌تواند بکند. آزرا عصبانی می شود و با سومرو دعوا میکند.
ملیس با ذوق به خودش رسیده و آرایش میکند. او با قدیر تماس گرفته و میخواهد او را ببیند اما قدیر که تصمیم گرفته از ملیس فاصله بگیرد، بهانه می آورد. ملیس ناراحت شده اما چیزی نمی‌گوید. او با حرص آرایشش را پاک میکند.
جنک و فریده خانم نیز برای مهمانی شب که در رستوران برای تمامی پرسنل تدارک دیده اند، تصمیم میگیرند مرت را بیاورند تا آزرا سوپرایز شود، اما وقتی جنک با مدرسه تماس میگیرد متوجه نبود او می شود. جنک هرچه با آزرا تماس میگیرد تا خبری از مرت بگیرید، آزرا طبق معمول جواب تلفن او را نمی‌دهد.
آزرا با قدیر تماس گرفته و برای دیدن مرت کمک میخواهد. آنها دم در مدرسه شبانه روزی رفته و به اصرار فراوان می توانند وارد شوند و مرت را ببیند. مرت که خیلی از بودن در آنجا ترسیده، میخواهد پیش آزرا باشد و از او خواهش میکند که همراهش برود. او میگوید «مرت میترسد، مرت میخواهد به خانه برود». مسئول مدرسه اجازه چنین کاری را بخاطر نداشتن حضانت آزرا نمی‌دهد. جنک وقتی ماجرا را میفهمد، خودش را به مدرسه می رساند. آزرا که خیلی عصبی است، با دیدن او شروع به داد و بیداد کرده و جنک را مسبب این وضعیت میداند ، و از او و قدیر میخواهد که تنهایش بگذارند. جنک حرصش می‌گیرد، اما به خواسته آزرا آنجا را ترک میکند.
آزرا نیز مجبور می شود از آنجا برود، اما به مرت قول میدهد که او را بیرون بیاورد.
برهان دوباره دم خانه می رود، و این بار تمام نامه هایی که این مدت برای جانسو می نوشته، اما برگشت می‌خوردند را به او میدهد.
شب در رستوران، همه در حال تدارک هستند و کارکنان جمع شده اند. آزرا با چشمانی گریان مشغول کار کردن است. کمی بعد، یکی از کارکنان به جنک در مورد آمدن سهامدار جدید شرکت به رستوران خبر میدهد. جنک که از نامه ای که چنین خبری در آن باشد اظهار بی اطلاعی میکند، از اینکه کل سهام به یک نفر واگذار شده متعجب است. زیرا قرار بر این بوده که سهام به صورت عام تقسیم شود. عظمی که خودش نامه را پنهان کرده بود، با لبخند به جنک نگاه میکند.
چند دقیقه بعد، سومرو با غرور، به عنوان سهامدار جدید وارد رستوران می شود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *