خلاصه داستان سریال دستم را رها نکن قسمت ۱۵۳ + زیرنویس و دوبله

z-V8BNmgsaM
در خانه اوستا فرهاد، فریده خانم و بچه ها نشسته و در مورد اتفاق اخیر صحبت میکنند. اوستا فرهاد میگوید که او کاری نکرده است و جنک در حق او بی انصافی کرده است، اما فریده خانم و آزرا و ملیس میگویند که به او اطمینان دارند و میدانند که او مقصر نیست. فریده خانم که وسایل برای آشپزی آورده است از همه میخواهد بلند شود و شروع به درست کردن غذا برای شرکتی که جنک قرار بود همکاری‌ کند، کنند و از این طریق بتوانند به جنک بخاطر مشکلی که با فیلم برای شرکت پیش آمد کمک کنند.
در رستوران، زرین خانم پیش سومرو می رود و با او صحبت میکند و از او میخواهد که کدورت‌های سابق را کنار گذاشته و از این به بعد با هم خوب باشند. سومرو متعجب شده و حرف او را قبول میکند. کمی بعد جنک با زرین خانم تماس گرفته و از او بابت رفتن پیش دفنه و دخالت در رابطه او و آزرا گله میکند و دیگر نمیخواهد چنین چیزی تکرار شود. زرین خانم میگوید که حتما سو تفاهمی پیش آمده و دیگر چیزی نمی‌گوید. سومرو کنجکاو ماجرا می شود. زرین خانم برای سومرو تعریف میکند که متوجه فروش همه طلاهای سومرو شده است، زیرا سرویس او را هنگامی که برای خرید طلا رفته بود دیده است. سومرو به این فکر میکند که آزرا به چه علت پول لازم شده است. او احساس میکند زرین خانم به عمد این حرف را به او زده تا او نیز این خبر را پخش کند.
یکی از پرسنل نظافتچی رستوران با جنک تماس گرفته و به او میگوید که روز دعوا، گوشی اوستا فرهاد را در سرویس بهداشتی بانوان دیده بوده است. او میگوید بخاطر عصبانیت جنک ترسیده بود که این موضوع را زودتر مطرح کند. جنک از اینکه به اوستا فرهاد تهمت زده باشد ناراحت می شود و میخواهد هر طور شده بفهمد این ماجرا کار چه کسی بوده است.
برهان در کافه، کاغذ یادداشت قاتل را به هولیا خانم داده و میگوید که این کاغذ برای مسعود است و او این مدت دنبال کاغذ می‌گشته است. او غیر مستقیم میگوید که در مورد قتل کمال به مسعود شک دارد. هولیا عصبی شده و چنین چیزی را انکار میکند و از برهان میخواهد دیگر چنین حرفی نزند، اما ذهنش درگیر کاغذ می شود.
آردا به بیمارستان می رود و به بهانه مشکل در بیمه، میخواهد اطلاعات قدیر در بیمارستان را در بیاورد. دفنه او را میبیند و نسبت به این رفتار و پیگیری او متعجب می شود و میگوید که پرونده های قدیمی بایگانی می شوند و در دسترس نیست.
در خانه اوستا فرهاد همگی سخت مشغول آشپزی هستند. فریده خانم با شرکت مورد نظر تماس گرفته و برای معرفی شرکت خودشان میخواهد که غذاهایشان را ببرد.
در شرکت، قدیر به اتاق جنک می رود تا در مورد خودش و ملیس به او اطلاع دهد. او وقتی میبیند که جنک اعصابش خورد است، از حرف زدن منصرف می شود. کمی بعد، دفنه با قدیر تماس گرفته و خبر میدهد که آردا برای پیگیری اطلاعات او به بیمارستان آمده بود. قدیر از اینکه آردا همچنان پیگیر اوست عصبی شده و با آردا تماس میگیرد اما او جوابش را نمی‌دهد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *