خلاصه داستان سریال دستم را رها نکن قسمت ۱۷۹ + زیرنویس فارسی

.

.

جنک که هنوز داخل ماشین است، با دیدن صحنه تصادف سریع پیاده می شود. مردم با آمبولانس تماس می‌گیرند. جنک برای کمک جلو رفته و وقتی میبیند که آن دختر جانسو است، به شدت شوکه می شود. برهان که از دور پنهانی به این صحنه نگاه میکند، با تصور اینکه جانسو مرده است، گریه اش گرفته و با عصبانیت به خانه می رود. او اسلحه اش را در آورده و به سمت آزرا میگیرد و می‌گوید :«جانسو بخاطر تو مرد.. آزرا شوکه شده و باورش نمی شود. برهان میگوید که جنک نیز آنجاست و مطمئن است که جنک ماجرا را میداند. آزرا قسم میخورد که جنک از چیزی خبر ندارد.
در خانه فریده خانم، قدیر آمده و آردا را می‌بیند. او اصرار دارد تا با آردا صحبت کند. آردا ابتدا نمیخواهد حرفهای او را گوش کند اما کمی نرم می شود. قدیر به او میگوید که واقعا به ملیس علاقه دارد و بخاطر رضایت او و بقیه هرکاری حاضر است انجام دهد.‌
سومرو و هولیا به آدرس خانه برهان می رسند.
آنها دم در هستند که همان لحظه جنک با سومرو تماس گرفته و خبر تصادف جانسو را میدهد. سومرو و هولیا با پریشانی به سمت بیمارستان می روند. جنک سپس با برهان نیز تماس میگیرد و خبر میدهد. برهان وقتی میفهمد که جانسو نمرده خوشحال شده و سریع آزرا را داخل اتاق می اندازد و به سمت بیمارستان می رود.
جانسو به اتاق عمل رفته است. برهان رسیده و جنک را میبیند. جنک به برهان میگوید که این مسأله مشکوک است و جانسو نزدیک آدرس خانه فاروک بوده است. برهان که میداند منظور جنک از خانه فاروک، خانه خود اوست، استرس میگیرد.جنک میگوید که قصد دارد دوباره به آنجا برود، زیرا مطمئن است آزرا نیز آنجاست. برهان سعی دارد به بهانه ای جلوی او را بگیرد اما نمی‌تواند.
سومرو به بیمارستان میرسد. او با دیدن برهان عصبانی شده و بی مقدمه سیلی به او می زند. او برهان را مقصر این اتفاق و آمدنش به زندگی جانسو را مسبب تمام بدبختی ها میداند. سومرو حالش بد است و مدام گریه میکند.
در شرکت، مسعود و عظمی مشغول بررسی مدارک خود هستند.
آنها میفهمند که فاروک نیز زندانی بوده و همزمان با برهان از زندان آزاد شده. آنها حدس می زنند که برهان و فاروک همدست بوده اند و برهان، فاروک را اجیر کرده بوده است. هولیا با مسعود تماس گرفته و خبر تصادف جانسو را می دهد. عظمی و مسعود سریع به سمت بیمارستان می روند.
چند نفر از افراد برهان به خواست او به خانه اش رفته و آزرا را به زور از آنجا می برند. همان زمان جنک نیز به خانه می رسد و وارد می شود. او کسی را پیدا نمی‌کند، اما داخل اتاق یک گوشی موبایل افتاده است. او جلو تر حلقه آزرا را می بیند که به عمد به عنوان نشانه روی زمین انداخته است.
یکی از افرادی که گوشی اش در خانه افتاده سریع به خانه برمی‌گردد. جنک او را گرفته و کتک می زند تا جای آزرا را پیدا کند.افراد دیگر وقتی می‌بینند که دیر شده،حرکت می کنند.‌انها آزرا را به یک سوله می برند. جنک آدرس را به دست آورده و به آنجا می رود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *