خلاصه داستان سریال عشق اجاره ای قسمت ۱۶ + زیرنویس و دوبله

پس از آنکه دافنه به گلدان آب میدهد، ‌در آشپزخانه دست هایش را میشوید. سپس شمع روی کاپ کیکی که با خود آورده بود را روشن میکند و تولد امید را تبریک میگوید. امید که قیافه گرفته است از دافنه میپرسد چرا این کارهارا برایش انجام میدهد و قصدش چیست؟ دافنه که نمیدانست منظور امید چیست گمان میکند ناخواسته مرتکب اشتباهی شده است. امید به دافنه دستور میدهد که از آنجا برود و شمع را خاموش میکند. آن روز صبح نجمین با سروصدا نریمان را بیدار میکند و پیشنهاد میدهد صبحانه را در حیاط بخورند. نجمین میخواهد که خیانت گذشته اش را جبران کند و بیشتر به همسرش توجه کند. دافنه به آدرسی که آقاشکری داده بود، میرود و کتاب عشق وغرور چاپ بسیار قدیمی و نسخه ی اصلی را پیدا میکند. اما قیمت کتاب ۳۰۰لیر بود و دافنه پول کافی نداشت. او مقدار پولی که داشت به فروشنده میدهد و برای بقیه پول تصمیم میگیرد برای فروشنده کار کند. او آن مغازه ی بهم ریخته و کثیف را تمیز و مرتب میکند. صاحب مغازه تشکر کرده و کتاب را تقدیم میکند و میگوید:{ خیلی زحمت کشیدی، حتما شخصی که این کتاب رو براش میخری خیلی برات مهمه} دافنه لبخند میزند و تایید میکند.
نریمان به این فکر است که دافنه چه لباسی برای تولد امید بپوشد. دافنه عقیده دارد که همه چیز ظاهر نیست اما نریمان میگوید:{ مثلا میخوای با شلوارک و دمپایی لا انگشتی بری جشن تولد؟ تو هیچی از مردها نمیدونی. اتفاقا چیزی که میپوشی و حتی حرکات بدنت خیلی مهمه. امید عاشق دافنه ای که من ساخته م میشه و او اصلا دافنه ی واقعی رو نمی شناسه. وگرنه تو کجا و امید کجا.} این حرف ها دافنه را دل شکسته و پکر میکند.
امید وارد عرشه قایق میشود و با یاسمین احوال پرسی میکند اما چشمش دنبال دافنه میگردد. یاسمین به دستیارش دریا میگوید که یک کراوات اصیل و گرانبها برای امید خریده و مطمعنا امید عاشقش خواهد شد. اما چند لحظه بعد مکالمه ی سینان و امید را میشنود و متوجه میشود که امید از کراوات متنفر است. نریمان خانم با نجمین و دافنه از راه میرسند درحالی که دافنه همچنان غمگین و دمغ است. او به سردی سلام میدهد و به طبقه  پایین قایق میرود. یاسمین در آن طبقه به دریا میگفت که باید سریعا یک هدیه دیگر پیدا کند زیرا امید از کراوات متنفر است. دافنه حرفهای آنهارا میشنود و کتاب کادو شده را از کیفش در می آورد و به یاسمین میدهد. یاسمین با شک و تردید میپرسد که این چیست؟ دافنه میگوید که نگران نباشد زیرا امید بسیار خوشش خواهد آمد. بعد از رفتن یاسمین، دافنه در گوشه ای نشسته و اشک میریزد و به حرف های نریمان فکر میکند. سینان به پیش دافنه میرود و کنارش مینشیند تا بداند دلیل ناراحتی اش چیست؟ اما دافنه چیزی به سینان نمیگوید. لحظه ی باز کردن کادو ها فرا میرسد و تمام مهمان ها یکجا جمع میشوند. یاسمین اصرار میکند که اول کادوی او باز شود. چشمان امید ‌بعد از دیدن کتاب برق میزند و زبانش بند می آید. او با یک بوسه روی گونه ی یاسمین تشکر میکند و آن طرف دافنه که بغض کرده صحنه را تماشا میکند. نریمان خانم از دیدن آن صحنه دهانش باز مانده و برای اینکه حواس امید را پرت کند، شوهرش نجمین را هول میدهد و او داخل دریا می افتد. همگی روی عرشه به نجمین نگاه میکنند و برایش تو تویوپ می اندازند. دافنه با اجازه از امید آنجا را ترک میکند و مهمانی بدون دافنه به پایان میرسد. نریمان در ویلایش عصبانی نشسته و نمی داند قضیه آن کتاب چیست که امید آنقدر خوشش آمده بود. روز بعد وقتی دافنه برای درست کردن صبحانه به خانه امید میرود، متوجه بیمارشدن امید و تب شدیدش میشود. او سوپ مرغ میپزد و روی پیشانی امید کیسه یخ میگذارد…امید که کاملا بی حال است تصمیم میگیرد آن روز به شرکت نرود.
یاسمین خوشحال از اینکه دیروز امید از هدیه خوشش آمده و او را بوسیده است، به شرکت میرود.
ArtemisS

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *