خلاصه داستان سریال لروکس / همه جا تو قسمت ۲ + زیرنویس و دوبله

دمیر ارندیل وارد مجلس شادمانی مروه و بورا میشود. همه افراد شرکت که از خوشحالی همدیگر را بغل کرده و تبریک میگفتند ناگهان ساکت میشوند. دمیر خودش را معرفی میکند:[ سلام من مدیر جدید شرکت دمیر ارندیل هستم] لروکس به پسر خیره میشود. باورش نمیشد. او همان شخصیست که صبح با او سر سه دنگ خانه دعوا داشت. همه خود را جمع و جور میکنند و سر جایشان مینشینند. دمیر شروع به سخنرانی میکند :[خوشحالم از اینکه قراره اینجا با شما کار کنم. بوراک اقا خیلی خوشحال میشم از تجربیات شما در مدیریت این شرکت استفاده کنم. بعدا با شما جلسه میزارم. و اما از این به بعد اینجا قوانین جدید داریم. همه میدونیم که این شرکت رو به ورشکستگی بوده و لازمه یه سری تغییرات داشته باشه. اول: مراسم های تولد و جشن توی شرکت ممنوعه، باید در وقت استراحت و بیرون از باشه.
دوم : همه ۲۰ دیقه زودتر توی جلسه ها حاضر باشن. سوم: هر روز قبل از رفتن گزارش کار تحویل من میدین. در ضمن توی شرکت عشق و عاشقی ممنوع.] و یک کاغذ به دیوار میزند و به اتاقش میرود. همه دور کاغذ جمع میشوند و میگویند این حق بوراک بود که مدیر باشد نه او.
بوراک و دمیر در اتاق صحبت میکنند بوراک میخواهد شرکت پدرش را ترک کند اما دمیر میگوید:[ شما وقتی مدیر بودین پروژه های خوبی کار کردین من به شما نیاز دارم لطفا چندوقت دیگه بمونین] بوراک قبول میکند که بطور موقت بماند. لروکس موقع ناهار تمام قضیه و اتفاقاتی که از صبح افتاده بود برای دوستانش آیدا و مروه تعریف میکند. آنها هم تعجب کرده اند که چگونه به طور اتفاقی مدیر جدید همان پسریست که خانه را با او شریک است. لروکس گفت:[ حالا حتما تلافی دعواهای خونه رو اینجا سرم خالی میکنه. من اصلا کوتاه نمیام یه کاری میکنم هم از خونه بره هم از شرکت]
دمیر با افراد شرکت تک تک در اتاقش آشنا میشود و پرونده هایشان را بررسی میکند. لروکس شاکی است و به اتاق دمیر میرود داد و بیداد میکند که چرا اسم منو صدا نمیزنی. تو قصد داری چیکارکنی؟ دمیر دست چک را بیرون میاورد و یک چک به مبلغ بالا مینویسد او را به لروکس میدهد. تا میخواهد حرف بزند لروکس دوباره داد و بیداد میکند :‌[تو میخوای منو اخراج کنی؟ فقط بخاطر اون خونه؟ چطور میتونی این کارت غیرقانونیه الان میرم ازت شکایت میکنم که مدیر بخاطر منافع شخصی منو اخراج کرد. مدرک هم دارم.] صبر دمیر که تمام شده بود داد زد:[ بسه، بسه دیگه… با این چک من سه دنگ خونه رو ازت میخرم. پول خوبیه میتونی تا وقتی خونه ی جدید پیدا کنی توی هتل بخوابی]
لروکس گفت:[ اصلا و ابدا سهمم رو نمیفروشم. قصد فروش ندارم.] و میرود.
سپس دمیر، بورا و مروه را باهم به دفترش میخواند. بورا میگوید :[ آقای مدیر قانون عشق ممنوع گذاشتین ولی م
منو مروه دیگه دوسپسر دوسدختر نیستیم. ما داریم ازدواج میکنیم این خودش یه قانونه مگه نه] و عاشقانه دست یکدیگر را میگیرند.
دمیر:[ توی محیط کار فقط باید به کار فکر کرد. تا یک ماه آینده یکی از شما باید شرکت رو ترک کنه. برید تصمیم بگیرید کدومتون بره] مروه گریه کنان از دفتر مدیر خارج میشود. بورا به دنبالش میدود. لروکس که وضعیت را میبیند ناراحت میشود.
آن روز مروه و بورا روی نیمکت نشستند و در مورد کار حرف زدند.
بورا گفت:[ عزیزم، میدونی که من وام گرفته بودم الان وضعیت خانوادم بده باید کار کنم تا بتونم پول وام رو بدم من نمیتونم استعفا بدم.]
مروه اخمو برگشت گفت:[ یعنی میگی من کارمو ول کنم؟ من از وقتی این شرکت افتتاح شده واسش کار کردم زحمت کشیدم من نمیتونم کارمو ول کنم]
بورا :[آخه عزیزم یکم درک کن. خانواده من توی م‌شکل هستن]
مروه:[ یعنی میگی من خانوادت نیستم؟ باید الان انتخاب کنی. یا من یا خانوادت؟]
بورا گیج میشود :[آخه من نمیتونم اونارو ول کنم…]
دعوایشان میشود. مروه حلقه ازدواج را پرت میکند و میرود….

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *